آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
توضیحات حضرت استاد درباره اربعین
آقا امام حسین علیه السلام می فرمایند:
من برای اصلاح امور مردم حرکت کردم،
من برای یاری دین جدم حرکت کردم،
همون روز عاشورا سی هزار نفرِ لامذهب و بی رحم اون طرف هستند،
این طرف کُلاً هفتاد و دو نفر بودند که مونده بودن برای کمک ایشون،
آقا همون جا فرمود که:
من راضی نیستم کسی به کسی بدهکار باشه، وایسته اینجا برای من بجنگه،
بروید دِین و طلبتون رو اَدا کنید،
چرا؟
چون می فرماد:
من برای یاری دین خدا و یاری دین جدم حرکت کردم،
من برای باقی ماندن دین خدا قیام کردم
من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم،
لذا این است که بدونیم ما که خودمون رو به امام حسین (ع) می چسبونیم،
به انبیاء می چسبونیم،
باید یک کاری کنیم که
ما دل اینها رو به درد نیاوریم،
روی هواهای نفسانی یا روی میل دلمون،
والله من دیروز داشتم از این تلویزیون نگاه می کردم که کربلا چه خبر بود،
باور کن واسه مظلومی امام حسین (ع) خیلی گریه کردم،
اگه امام حسین (ع) همین الآن سرشون رو از قبر بیرون بیارند بگند:
من نمی خوام شما بیان این طوری کنید،
پا برهنه نمی خواد بیایید،
زن ها توی خونه بنشیند، احکام خدا رو عمل کنید،
مردها توی کسب و کارتون در طول سال دروغ نگید،
غیبت نکنید،
گرون فروشی نکنید،
دزدی نکنید،
توی کارتون و اداره تان کم کاری نکنید،
می ریزند امام حسین (ع) رو تکه تکه می کنند،
باور کنید من دیروز وقتی نگاه کردم این جمعیت رو که دارن می روند،
به خاطر مظلومی امام حسین (ع) گریه کردم،
الان هم اگه خود رسول الله (ص)، انبیاء و اولیاء سرشون رو از قبر بیرون بیارن بگن که
ما حرکت کردیم که وقار باشد،
ادب باشد،
انسانیت باشد،
نجابت باشد،
سلامت باشد،
می ریزند می کُشندش،
یک مُشت هم توی تلویزیون از این برو و بچه ها درست کردند، به نام خبرنگار،
همین طوری تشویق میکنند!
هیچ احکامی، اخلاقی در کار نیست،
هیچی نیست،
می فرماد: من برای امر به معروف و نهی از منکر حرکت کردم،
من برای بَرپا داشتن نماز قیام کرده ام،
اگه می بینید امام حسین بعد از هزار و سیصد و شصت و چند سال روز به روز آقاتر میشه،
روز به روز بزرگتر میشه،
روز به روز عزیزتر میشه،
به خاطر این است که اون روز مطیع خدا بود،
به خاطر این است که اون روز مطیع محمد بن عبدالله صلی الله و علیه و آله بود،
نه به خاطر اینکه پسر رسول الله است،
نه به خاطر این که پسر فاطمه زهرا (س) است،
علی بن ابی طالب عظمت و بزرگی اش به خاطر این است که
مطیع خدا بود،
مطیع رسول الله بود،
مطیع قوانین الهی بود،
به خاطر اون عزیز هستند.
حالا امام صادق علیهالسلام می فرماید:
به درستی که علی علیه السلام دری است از درهای بهشت،
هر که از این در وارد شود،
هدایت شده و اهل بهشت است،
هر که از او بیزاری جوید جهنمی است،
لذا دنباله رو علی بن ابی طالب این نیست که فقط ما علی رو دوست داشته باشیم،
یا در زمان عزاداری سینه بزنیم و
در زمان تولدشان هم در این مسجد ها جمع بشیم و دست بزنیم،
نه!
گفتم که من دیروز وقتی چشمم افتاد به این جمعیت که رفتند کربلا،
به خاطر مظلومی امام حسین و ابوالفضل (ع) گریه کردم،
اونجا دلم واسه امام حسین سوخت،
اگه امام سرشون رو از داخل قبر در بیارن و بگن:
ما از شما احکام می خواهیم،
ما اخلاق می خواهیم،
ما می خواهیم شما مطیع خدا باشید،
یعنی چی؟
فکر نکنید که من این رو می گم،
خود وجود مبارک آقا امام زمان علیه السلام چندین بار تا حالا به خواب این و اون گفته که:
اینهایی که پا برهنه بلند میشن، می روند جمکران،
اینها من رو نمی خواهند،
هر کس دنبال دل خودش است،
یکی زن می خواد،
یکی پُست می خواد،
یکی ریاست می خواد،
یکی بچه اش مریض است،
یکی خونه می خواد،
نه!
مطیع ما باشند،
مثل همون که بلند شده بود اومده بود خدمت امام صادق،
گفت: آقا ما شصت هزار نفر هستیم جان بر کف، شمشیر بر دست،
آماده ایم که شما رو یاری کنیم،
حَقتون رو بگیرید،
آقا فرمود: برو توی اون آتیش،
تنور روشن بود،
آقا فرمود: برو توی اون آتیش،
اون بنده خدا گفت: آقا بدن من با آتیش سازگاری نداره،
آقا فرمود: خُب من امام تو هستم امر می کنم دیگه،
گفت: نه، من این کار رو نمی کنم،
یکی از دوستان امام صادق،
از تربیت شده ها اومد رد بشه،
آقا فرمود: کجا بودی،
گفت: اومدم خدمت شما یک سلامی عرض کنم،
آقا فرمود: برو توی آتیش،
اون هم رفت توی آتیش،
این بنده خدا قبلی فکر کرد که همین الان بوی کباب سوخته میاد بالا،
آقا دستش رو گرفت برد بالا سر تنور،
دید قشنگ ایشون نشسته و داره ذکر میگه،
آقا دستش رو گرفت و آوردش بیرون،
دید هیچ جا نسوخته،
فرمود: ما شصت هزار نفر نمی خواهیم،
چهل تا از اینها می خواهیم،
داری؟
گفت: نه آقا،
من خوبِ خوبشون هستم،
نه نداریم،
حضرت فرمود: ما چهل تا از اینها می خواهیم،
برادر من حالا امام حسین (ع) به شما نمی گه برو توی تنور بسوز،
میگه: پُشت میز کارت دزدی نکن،
توی مقامی که هستی وقتی میکروفن دستت است از قرآن بگو،
از خدا بگو،
از رسول الله بگو،
تو امر به معروف بکن،
اصلاً رسول الله می فرماید:
تا زمانی شما خوش و آقا هستید که امر به معروف بکنید،
امر به معروف از بین رفت شما بیچاره اید،
چرا امر به معروف نمی کنید؟
چرا علی بن ابی طالب اینقدر آقا شده؟
به خاطر اینکه اون روز مطیع بود و حق می گفت،
پسره جلوش گفت:
استغفرالله ربی و اتوب و الیه،
آقا فرمود: ساکت باش، مادرت به عزات گریه کنه،
گفت: چرا؟
فرمود: استغفار کار مردان حق است،
شش تا شرط داره،
گناه نکی،
از گناه پشیمان بشی،
حق مردم رو بدی،
حق خدا رو بدی،
بدنت با پول حرام فربه شده حالا به رنجش بیندازی، گوشت های حرام از بین بره،
بدنت رو عادت بدی به عبادت،
مگر علی بن ابی طالب چه کرد؟
کی این علی بن ابی طالب رو خانه نشین کرد؟
بعد از شهادت رسول الله مگه چند روز گذشت که فاطمه زهرا رو کشتند؟
همین نماز خون ها،
نماز خون بی دین،
نماز خون بی قرآن،
فاطمه زهرا رو بین در و دیوار کشتند.
برای دریافت فایل کامل صوتی و تصویری بخش بالایی این مطلب اینجا کلیک بفرمایید
بعضیها به من میگن:
الان وضع بده ما بریم کربلا،
میگم: نه،
زمان خوبشم نرو،
اما دل امام حسین (ع) رو درد نیار،
دل امیر المومنین رو درد نیاز،
دل فاطمه زهرا رو درد نیار،
خانم توی خونت بنشین،
احکام و حجاب و اخلاق رو رعایت کن،
آقا توی خونت بنشین، احکام و اخلاق رو رعایت کن،
بچه هات رو خوب تربیت کن،
زنت رو خوب تربیت کن،
خانم شوهر و بچه ات رو خوب تربیت کن،
اینها احتیاجی به من و تو ندارند،
تو هوای نفست است،
دلت می خواد بری گردش،
توی خونت بنشین دل اونها رو درد نیار،
من الان عرض کردم،
گفتم: سه جمله آقا رسول الله به خانم فاطمه زهرا فرموده بود،
که مثلاً مهمان رو عزیز بشمار و …
همین سه جمله،
این گم شد،
اون موقع مثل الان دفتر و اینها نبود،
مثلاً روی کتف گوسفند خانم فاطمه زهرا نوشته بودند،
این گم شد،
خانم به فضه فرمودند:
این سه جمله که پدرم فرمودند: کجاست؟
گفت: نمی دونم،
خانم فرمود: بگردیم پیداش کنیم،
این سه جمله که پدرم فرموده،
وزنه و ارزشش پیش من، مثل امام حسن و امام حسین (ع) است،
ببین چی شد؟
سه جمله که آقا رسول الله فرمود: این کار رو نکن، این کار رو بکن،
خانم فاطمه می فرماید:
مثل این سه جمله، ارزش و مقامش، مثل امام حسن و امام حسین (ع) است،
چطور این دو امام ارزش دارند؟
حالا چی؟
ما خودمون صدها مطالب اینجا گوش می کنیم اما از اینجا می ریم بیرون فراموش کنیم!
اینها دین نیست!
ما سر خودمون رو گرم کردیم!
وای به حال اون جاهایی که یک کلام احکام و اخلاق گفته نمیشه،
این روزها فقط گریه می کنند و سینه می زنند و
روزهایی هم که تولد است، دست می زنند و رقص می کنند،
اینها دین ندارند که،
کسانی که این روزها فقط به مردم گریه یاد میدن،
شستشو میدن مغز های مردم رو که فقط برو دنبال گریه،
فردا هم مغزها رو شستشو میدن برو دنبال دست زدن،
اینها اصلاً دین ندارند،
این یک واقعیت است،
باید خدا در کار باشه،
قرآن در کار باشه،
احکام باشه،
اخلاق باشه،
این کار شد،
یک عده هم میگن:
ما دین رقص و دین گریه نمی خواهیم،
خُب ما خودمون سراسر سال اینجا سینه میزنیم،
اما اول احکام و
اخلاق و
انسانیت و
ادب و
چیزهایی که باید بدونیم رو می گیم،
چرا قرآن می فرماید:
ای کسانیکه ایمان آورده اید، ایمان بیاورید؟
تو که می ری مثلاً روی منبر می نشینی،
یا میکروفن دستت می گیری،
از خدا بگو،
از قرآن بگو،
احکام بگو.
برای دریافت فایل کامل صوتی و تصویری بخش دوم این مطلب اینجا کلیک بفرمایید
اربعین
برای دیدن فایل متنی مرتبط با این موضوع لطفاً اینجا کلیک بفرمایید
اربعین
برای دیدن مطالب حضرت استاد در صفحه آپارات لطفاً اینجا کلیک بفرمایید
اربعین
منبع: سخنرانی حضرت استاد شیخ علی اکبر تهرانی 85.01.01 و 85.01.09
اربعین-اربعین-اربعین







