آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
آقا رسول الله علامات مومن رو می فرمایند
آقا رسول الله علامات مومن رو می فرمایند:
1- مومن حُرمت قرآن رو می شناسد
حرمت قرآن شناختن به این نیست که قرآن رو ماچ کنی بزاری گوشه طاقچه،
یک عده این طوری قرآن رو می شناسند،
یک عده حرمت قرآن رو اینطور می دونه که فقط سعی میکنه حروفش رو خوب حفظ کنه،
با حدودش کاری نداره،
با احکامش کاری نداره،
که طرف اومد خدمت امام صادق(ع)،
گفت:
یابن رسول الله،
من شب ها خیلی سعی می کنم که آیات قرآن رو حفظ کنم اما نمیشه،
یادم میره،
دعا کنید خدا حافظه ی من رو قوی کنه،
(این حدیث در کافی شریفه)،
آقا امام صادق از حرف این عصبانی شد و سرخ شد،
سرشون رو انداختند پایین،
بعد سرشون رو بالا کردند و فرمودند:
خدا قرآن رو به من و تو یاد بده،
یعنی قرآن رو عمل کنیم،
بارها عرض کردم:
طرف درس خونده،
با سواد است و دکتر شده،
چه شده ..،
ازش می پرسی آقا شراب برای مغز چطوره؟
میگه: بسیار خطرناکه،
برای دندون ها بد است،
برای قلب ضرر داره،
همه رو میگه،
اما خودش می خوره،
چرا؟
نمی فهمه،
به قرآن ایمان نداره،
اما یک آدمی که من باب مثل روستایی است و هیچی سواد هم نداره،
بهش میگی:
آقا مثلاً شما می دونی شراب برای قلب چه زیانی داره؟
میگه: نه،
میدونی شراب برا مغز چه زیانی داره؟
میگه: نه،
آیا می خوری؟
میگه: نه،
شما می گی: چرا نمی خوری؟
میگه: قرآن می فرماید حرام است،
اینجا که می فرماید:
مومن حُرمت قرآن را می شناسد،
یعنی نه اینکه قرآن رو ماچ کن بزار اون گوشه،
یا مثلاً عروسی می خوای بکنی، می گید:
یک جلد کلام الله مجید،
نه،
ما اولی که این جلسه رو می خواستیم درست کنیم،
بیست و نه سال پیش،
خُب تمام این جوان ها،
کوچیک بودن،
ده ساله، هشت ساله و نه ساله، دوازده ساله اینطوری کوچیکه بودند،
بعد چند تا از این بزرگسال ها گفتند:
آقا قرآن ها رو ندید دست اینها،
گفتم چی میشه؟
گفتتند: پاره میشه،
گفتم: باز می خریم،
ما اگه ده تا قرآن پاره بکنیم ولی هزاران قرآن ناطق درست کنیم خوبه یا اینکه قرآن رو ماچ کنیم بزاریم اون گوشه؟
اونها گفتند : قرآن رو نده دست اینها،
پاره میشه،
چی میشه،
گفتم: نه هیچ طور نمیشه،
خونه آخرشم که پاره شد،
دو مرتبه قرآن می خریم،
می فرماد: “حرمت قرآن را می شناسد”
یعنی می ره قرآن رو میخونه،
میفهمه که حلالش چیه، عمل میکنه،
حرامش چیه، ازش فرار میکنه.
2- مومن با خدا راز و نیاز می کند
اینها علامت مؤمن است و رسول الله می فرماید،
یعنی شبها، روزها، در تمام حالات،
در حال خوشی،
در حال گرفتاری،
جُز در خانه خدا در خونه کسی رو نمیزنه،
توی خوشحالی یک رقم راز و نیاز با خدا داره که خدایا من رو غافل نکن،
جزء غافلین نباشم،
جزء احمقها نشم،
جزء دنیا زده ها نشم،
حالا اگه پُستی یا ریاستی هست،
خدایا من جزء صندلی زده ها،
جزء سواد زده ها نشم،
این در زمان خوشی است،
در زمان گرفتاری جُز خدا هم کسی رو نمی شناسه،
می فرماید: مؤمن با خدا راز و نیاز می کنه.
3- مومن با مدارا موعظه می کند
یعنی کسی رو از در خونه خدا محروم نمی کنه،
یکی از کارهای خیلی بد این است که
انسان یا خودش فکرکنه که من چون گناه کردم دیگه به درد نمی خورم یا
یک آدم نادانی بگه تو دیگه به درد نمیخوری،
تو دیگه فاسد شدی،
هر دو بده،
یکی از گناه های کبیره و بد تکبر هست که در زندگی ما فکر کنیم آدم خوبی هستیم،
ما آدم همچین وهمچونی هستیم،
آدم باسوادی هستیم،
آدم دانایی هستیم،
از این بدتر مأیوس شدن است که انسان چهارتا گناه بکنه بعد بگه:
من دیگه بدرد نمیخورم،
شیطان هم همین رو می خواد که شما چارتا گناه بکنید بعد بگید:
من که این کار ها رو کردم، دیگه نماز من به چه درد می خوره،
دیگه روزه ی من به چه درد می خوره،
اون هم کف میزنه،
مومن با مدارا موعظه می کند،
یعنی کسی رو از در خونه خدا ناامید نمیکنه،
نه،
بارها عرض کردم:
گناه چیز بدیه،
گناه خیلی چیز بدیه،
اما بدتر از اون گناه تکبر است،
بعد بدتر از اون تکبر، خود مأیوس شدن است،
که انسان از در خونه خدا مأیوس بشه.
4- مومن از غیر خدا نمی ترسد
من بارها توی درس ها عرض کردم:
برادرها،
اولاً آمریکا هیچ سگی نیست،
الان آمریکا یک آدم بدبختی است،
تو لجن کشور خودش و دنیا فرو رفته،
اما می بینی آمریکا تا یک تشر میزنه، بعضی ها میترسند،
من گفتم که:
آدم ترسو هر روز می میره،
روزی چند بار می میره،
اما ما یک دفعه میمیریم دیگه، ده دفعه نمی میریم که، صد دفعه که نمی میریم،
حالا که یک دفعه میمیریم،
این یک دفعه رو مردانه بمیر،
این یک دفعه رو آقا بمیر،
من یادمه یک وقتی حدود سی یا سی و پنج سال پیش،
هنوز انقلاب نشده بود،
تا می گفتن ناوگان پنجم آمریکا حرکت کرده طرف فلان جا،
همه می شاشیدن،
میترسیدن،
از بالا و پایین،
امروز تمام ناوگان های آمریکا و انگلیس اومده سر مرز،
از همین بچه های ما به اندازه پشگل هم حسابشون نمیکنند،
نه،
میگه مومن از غیر خدا نمی ترسه،
چون مرگ دست خداست،
عزت دست خداست،
همه چیز دست خداست،
ذلت دست خداست،
خیلی خُب،
ما یک دفعه میمیریم،
این یک دفعه رو آقا بمیریم،
نه اینکه مثل عراق که اسراییل یا آمریکا اومده و با زن مردم، با دختر مردم، با بچه مردم، تجاوز میکنه و میزنه،
این طوری خوبه؟
این زندگی شد؟
اینکه زندگی دیوثی است،
لذا میگه مومن از غیر خدا نمی ترسه،
ترسو هر روز می میره،
روزی هم ده دفعه،
شجاع هیچ وقت نمی میره،
چون بعد از مرگش هم زنده است.
5- مؤمن به غیر به غیر خدا به کسی امیدوار نمی شود
جوانهایی که مومن هستند، متدین هستند به غیر خدا امیدوار نیستند،
حتی پدرش صاحب ثروته اما میگه:
پدرم داره، به من چه،
من باید خودم کار کنم،
خودم باید حرکت کنم،
خودم باید جوهر داشته باشم،
خودم باید حرکت کنم،
همینم هست،
بچه هایی که ناز پرورده و تنبل باشی درست میشن اینها
مال و آبروی پدر و خودش رو بعد از مرگش در مدت کوتاهی همه رو می بره،
بعدشم به گدایی میوفته،
اما کسانی که دست به زانو می گذارند،
کار می کنند،
حرکت می کنند،
با پول خودش و عرضه ی خودش
اینها آبروی پدر و مادر می شوند،
لذا مؤمن به غیر خدا امیدوار نیست
6- مومن جز به حمد و ثنای حق نمی پردازد
مومن اگه میخواد التماس کنه در خونه خدا میکنه،
اگه میخواد زاری کنه در خونه خدا میکنه،
چاپلوسی برای غیر خدا نمیکنه،
بله قربان به کسی غیر از خدا نمیگه،
هرچی میخواد بگه در خونه خداست،
مومن جز به حمد و ثنای خدا نمیپردازد،
میبینی طرف یک تیکه کاغذ ۶ سانت در ۸ سانت، روش مینویسند که
حالا از امروز شدی معاون وزیر،
آقا می بینی که همه واسش دولا و راست میشن،
پیشوند بهش میبندن،
پسوند بهش می بندن،
اما چهار روز دیگه همون کاغذ ۶ در ۸ رو مینویسند که آقا تو حذف شدی،
حالا هیچکی دیگه نگاهش نمیکنه،
این زندگی نشد که،
با یک کاغذ تو مثلاً میرسی به عرش اعلی،
با یک تیکه کاغذ زیر خاکی،
این زندگی نشد که،
اما کسی که اومد در خونه خدا،
اگه به کسی هم احترام می گذاره،
برای خدا می گذاره،
اگر هم احترام می گذاره برای خدا می گذاره،
مومن جز به حمد و ثنای خدا نمیپردازد.
7- مؤمن در نماز سستی نمی کند
جوانهای عزیز، مردها، فرق نمیکنه زنها،
اونایی که بعد نوارها رو گوش می کنید،
به نمازتون اهمیت بدید،
نماز یه رابطه ایست بین ما و خدا که
مطمئن باش اگه ما به نماز اهمیت بدیم
توی دنیا گناه نمی کنیم،
اگر هم گناه بکنیم بواسطه نماز کمتر میشه،
توی دنیا به گدایی نمی افتیم،
چرا؟
چون در نماز در روز شما ده بار میگی:
“ایاک نعبد و ایاک نستعین”
خدا ما تو رو عبادت می کنیم،
از تو کمک می خواهیم،
خُب اون کسی که در روز ده بار خدا رو اینطوری ستایش میکنه
خُب خدا جوابش رو میده،
“اهدنا الصراط المستقیم”
خدایا ماها رو به اون راهی بفرست که تو میخوای،
لذا این است که اگر ما در خونه خدا بیام و
به نماز اهمیت بدیم والله خیلی کمتر توی این دنیا گرفتاریم،
بارها گفتم: صبح پاشو نمازت رو بخون بعد
چند دقیقه بعد از نماز بنشین و
سی و چهار الله اکبر
سی و سه الحمدلله
سی وسه سبحان الله
دوازده تا قل هو الله بخون،
دور خودت فوت کن،
هفت بار بگو:
“بسم الله الرحمن الرحیم
لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم”
بعد سرت بزار روی مهر
چند بار شکراًلله بگو،
بعد بگو:
خدایا من رو بر نفس و شهوت و شیطان مسلط کن،
خدایا دشمن ها رو نابود کن،
ولله گرفتاری ها و ناراحتی ها یک بر صد میشه،
یعنی از صدتاش میشه یکی،
چرا؟
ما در آیت آلکرسی می خونیم:
“الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور”
همینه،
یعنی کسی که صبح بلند شد و
خدا رو ولی خودش قرار داد،
از صبح تا شب ده دفعه، نفس و شیطان و زمان این رو بخوان از نور به ظلمات بکشند، خدا نمی زاره،
لذا این است که مؤمن در نماز سستی نمی کند،
8- مومن متکبر نیست
یعنی هرچی داره، میگه خدا داده،
مثلاً علم داره، میگه خدا داده،
اصلاً علامت علم الهی و علم شیطانی همین جاست:
علم الهی روز به روز تو رو متواضع تر میکنه،
افتاده تر می کنه،
آقاتر می کنه،
اما نشانه علم های نفسانی و مدرکی این است که هی باد میاری،
میشی شیطان،
لذا حواس ها جمع باشه که اگر ما بیایم برای خدا گوش بکنیم
خدای عظیم و شأن دست ما رو می گیره.
برای دریافت فایل صوتی و تصویری این مطلب لطفاً اینجا کلیک بفرمایید
برای دریافت مطالب مرتبط با آقا رسول الله (ص) لطفاً اینجا کلیک بفرمایید
برای دیدن مطالب حضرت استاد در صفحه آپارات لطفاً اینجا کلیک بفرمایید
منبع: سخنرانی حضرت استاد شیخ علی اکبر تهرانی 15 / 11 / 1383







