آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
خدایا پناه می برم از هلاکت بعد از هدایت
آقا امام زمان (ع) می فرماید:
خدایا به تو پناه می برم از کوری بعد از بینایی،
همه ی اینهایی که الان دارن برخلاف قرآن و سنت عمل می کنند یا
در مقابل خلاف ها سکوت دارند،
همه می دونند که اینها حرام است،
همه می دونند،
می فرماید: خدایا به تو پناه می برم از کوری بعد از بینایی،
خدایا پناه می برم از هلاکت بعد از هدایت
من داشتم به این برادرهای عزیزی که زحمت می کشند و غذا درست می کنند می گفتم که:
برادرها قبل از ما هم خیلی ها بودن که کار کردند،
خیلی هم کار کردند،
اما رفتند جهنم،
چرا؟
چون حسادت نگذاشت.
این جمعه پیش، داشت نشون می داد که
مُسلم رو از اون بالا پرت کردند پایین،
چند نفری اینجا پیش من بودند،
یه حالتی به خودشون گرفتن از روی ناراحتی،
گفتم:
نه،
ناراحت نباشید،
مواظب خودتون باشید،
امروز این حسادت ها و بُخل هایی که توی شما هست،
هزار هزار برابر از اون مُسلم کُشها،
شما بیشتر گرفتار هستید،
مواظب باش،
یعنی فرق نمیکنه چی اینها که اینجا هستند
چه خود من
چه اونها که دولتی اند،
اما با این کارها حسادت اذیتشون می کنه،
اینها هزار هزار برابر از اون کشنده امام حسین، کثیف تر هستند،
نجس تر هستند،
مُسلم رو وقتی اینها از اون بالا هُل دادند،
هنوز به زبین نرسیده بود،
ایشون توی بهشت بود،
و به اینها می خندید،
این یه واقعیت است،
ما چهارتا زن مُجلله داریم در دنیا،
یکی خانم فاطمه زهراست،
یکی خدیجه خانم، زن رسول الله است،
یکی مریم خانم است،
یکی آسیه خانم، زن فرعون است،
فرعون وقتی که فهمید زنش خداپرسته،
واسه اینکه دیگران رو ادب کنه،
این رو خوابوند روی زمین،
به چهارتا گردن کلفت گفت:
یکی دستش رو بکشه،
یکی هم پاش رو،
چهار نفر این رو کشیدن،
در حالی که اینها می کشیدند،
خُب یه آدمی که بخوابونن و بکِشند، خیلی درد داره،
توی اون حال چهار تا میخ کوبیدن به زمین و
ایشون رو میخ کوبش کردند به زمین،
که بگه کسی که با من مخالف باشه، عذابش این است،
بعد گفت:
برید یه سنگ بزرگ هم بیارید و بگذارین روی سینه اش،
اونها رفتن سنگ بزرگی آوردن،
هنوز نرسیده بود به سینه ی آسیه خانم،
آسیه خانم گفت:
خدایا من رو از شر اینها نجات بده،
جان ایشون دراومد و ایشون توی بهشت بود،
اونها هم اینجا روی قوطی کبریت خالی سنگ رو گذاشتن،
دیدی که ناخن خودت رو می گیری، دردت نمیاد،
موهات رو قیچی می کنی، دیگه دردت نمیاد،
لذا اون دقیقه که مُسلم رو هُلش دادن،
هنوز به زمین نرسیده بود، تموم شد و رفت بهشت،
تا الان هم داره به اینها می خنده،
اما حالا شماهایی که در هر مقام و مَنصبی توی این مملکت هستید،
شماهایی که توی این جلسه هستی،
ببین این حسادت،
تو رو هزار هزار برابر نجس تر،
کثیف تر،
خبیث تر،
اَنترتر،
از اونها میاره وسط،
چون اینجا نوشتم:
اولاً اگر یک صدم مردم به دین اسلام علاقه می داشتند، از این کارها ایراد نمی گرفتند،
در هر مقامی میخوای باشی، باش،
واسه من لنگه کفشم نیستی،
دوم اگر کسی یک صدم به انسانیت علاقه مند باشه، از این کارها دلگیری نمیکنه،
غُر نمیزنه،
میگه بابا اینها دارن انسان می سازند،
من بارها گفتم:
برو توی دادگستری،
جرم و جنایت رو ببین چه خبره،
اما یه دونش از شماها نیستید،
ما هر سال طلاقمون ده درصد، بیست درصد، بیشتر از پارسال است،
اما یه دونش شماها نیستید،
چرا؟
چون اخلاقیات رو از خدا،
از قرآن،
از محمد ابن عبدالله (ص) یاد گرفتید،
حالا درست زندگی می کنید،
پس کسی یک صدم به اسلام علاقه داشته باشه، ایراد نمی گیره،
یک صدم از انسانیت بو بُرده باشه،
در هر مقامی باشه،
از این کارها ایراد نمی گیره،
کسی یک صدم به مملکت علاقه داشته باشه، از این کارها ایراد نمی گیره،
چون الان انگلیس، آمریکا، اسرائیل پول فراوان خرج می کنند که بین ما اختلاف بندازند،
کسی یک صدم علاقه مند به مملکت باشه، از این جور کارها ایراد نمی گیره،
چون نمی تونه ایراد بگیره،
من گفتم:
ایران که کوچیکه، هیچی نیست،
کُل جهان هم غلط میکنه، ایراد بگیره،
چون ما انسانیم،
خدا مارو آدم خلق کرده،
ما باید جهان رو درست کنیم و می کنیم ان شاءالله،
خاطر جمع باشید،
اینهایی که حالا کُرسی شکسته ها گرفتشون،
بدونن ظهور حضرت نزدیکه،
برادرها امام زمان میاد،
من والله به این نزدیکانم میگم،
میگم: برادرها،
حضرت تشریف میاره،
انتخاب کنید،
یا شیطون رو،
یا امام زمان رو،
انتخاب کنید،
حضرت میاد،
دو تا فردا ما داریم،
یادتون نره برادرها،
اول به خودم میگم،
بعد به کارگزارانی که توی این جلسه کار می کنند،
بعد اونهای که توی این مملکت یه کرسی شکسته روش هستند،
ما دوتا فردا داریم،
خیلی سخته،
یه فرداش روز ظهور حضرت است،
وا ویلا،
دیگه کسی، کسی رو نمی شناسه،
ولله، پدر، پسر رو نمی شناسه،
زن، شوهر رو نمی شناسه،
یه فردا داریم که حضرت میاد،
توبه هام دیگه قبول نمیشه،
هی بگو استغفرالله،
میگه برو گم شو خاک بر سرت،
توبه ها قبول نمیشه،
یه فردا هم فردایست که از دنیا رفتی،
بهت میگن:
چِت بود؟
چِت بود؟
چرا تو اینقدر از حرف حق ناراحت بودی؟
چرا اینقدر تو خرابکاری می کردی؟
در هر مقامی که بودی و باشی!
هیچ فرقی نمیکنه،
پس تکرار می کنم:
اگه کسی یک صدم به دین اسلام علاقه داشته باشه، مخالفت نمیکنه،
اگر کسی یک صدم به انسانیت و شرافت علاقه داشته باشه، مخالفت نمیکنه،
اگر کسی یک صدم به مملکت علاقه داشته باشه، مخالفت نمیکنه،
پس اینهایی که مخالفت می کند، دیگه قابل نیستند،
هر کی می خواد باشه.
برای دریافت فایل صوتی و تصویری این مطلب لطفاً اینجا کلیک بفرمایید
خدایا پناه می برم از هلاکت بعد از هدایت
برای دیدن مطالب حضرت استاد در صفحه آپارات لطفاً اینجا کلیک بفرمایید
خدایا پناه می برم از هلاکت بعد از هدایت
منبع: سخنرانی حضرت استاد شیخ علی اکبر تهرانی 04 / 09 / 1389
خدایا پناه می برم از هلاکت بعد از هدایت







