آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
حقوق و وظایف انسان در کلام امام سجاد
امام چهارم می فرماید:
خدا و اعضای ما هر کدام حق هایی به گردن ما دارند،
اما بزرگترین حق، حق خداست،
که تو او را بشناسی،
و از او پیروی کنی،
و در مقابلش تسلیم باشی،
شریک برای او قائل نشوی،
یعنی هر وقت هر چیز که خدا فرموده که این کار رو انجام ندهید اما
شما به حرف دیگری بکنی، مشرکی،
اون رو شریک خدا قرار دادی،
یا خدا گفته این کار رو انجام دهید اما
تو به خاطر حسین قلی نمی کنی، واسه خدا شریک قرار داری،
میگه وقتی که خدا چیزی رو فرمود، تو باید در مقابلش چشم بگی،
او هم تمام گرفتاریهای تو رو حل می کنه،
جوان ها،
برادرها،
خانم ها،
آقاها،
فرق نمی کنه،
هر کجا هستی،
بعداً هم می شنوی،
ما تا در مقابل خدا تسلیم نشیم، گره ها باز نمی شه،
باور کنید توی این ده پانزده سال،
چقدر خانم هایی که هی حامله می شدند ولی بچشون میفتاد،
اومدن به حول و قوه خدا این دستوراتی که ما دادیم عمل کردند و
صاحب بچه شدند،
چقدر اصلاً بچه دار نمی شدند،
چقدر بودن، یکی دوتا نیست،
گفتم: باید این کار باشه،
این کار باشه،
نه پول میخواد،
نه چیزی،
فقط دین داشته باش،
کردند و شده،
پس اول حقی که هست، حق خداست،
که ما رو خلق کرده،
بخواهیم و نخواهیم، اون ما رو خلق کرده،
هر جور هم که بخواد خلق کرده،
هر وقتم بخواد میبره،
یادت نره،
آقا در هر پُست و مقامی تو این مملکت هستی،
باد نیار،
می ترکی،
خدا ما رو خلق کرده،
یه تک سلول بودیم،
کثافت،
اما به این زیبایی آورده به دنیا،
هر وقت هم بخواد به اذن خودش می بره،
دوم حق برای نفس ماست و حقش این است که آن را در راه خدا تربیت کنیم،
نفس همین است که دلت می خواد این کار رو بکنم،
این کار رو نکم،
این رو میگن نفس،
رسول گرامی محمد ابن عبدالله (ص) می فرماید:
زیر این آسمان بتی بزرگ تر از هوای نفس خودت در تو نیست،
بتی بزرگتر از اون نیست،
و اون دِلت است،
خواسته هات است،
و همراهته،
می فرماد: اون رو چیکار کن؟
تربیت کن،
حق نفس این است که ما او را تربیت کنیم،
مولا علی می فرماید:
هر چیزی محتاج عقل است،
عقل محتاج ادب است،
نفست رو تربیت کن،
چون ما اشرف مخلوقاتیم،
خدا این همه خلق کرده،
میلیاردها،
اما ما رو که خلق کرد،
به خودش گفت:
فتبارک الله احسن الخالقین،
باریک الله به من خدا که من این رو خلق کردم،
اشرف مخلوقاته،
ای انسان تو رو خلق کردم که
من رو آشکار کنی،
ببین ما کی هستیم،
پس دومین حقی که اعضا بر ما داره این اسن که
ما نفسمون رو اون طور که خدا ما رو خلق کرده ادبش کنیم.
سومین اعضای بدن که بر ما حق داره، زبان است
این زبان رو باید سعی کنیم تربیتش کنیم،
فحش به کسی نگیم،
پشت سر کسی بد نگیم،
گفتار ضد نداشته باشیم،
با این زبون بدگویی نکنیم،
با این زبون به مردم کمک کنیم،
هر وقت می خواهی حرف بزنی شما ببین می تونی با این زبون به کسی کمک بکنی،
دل مردم رو به دست بیاوریم،
دل کسی به درد نیاوریم،
این زبان اینقدر خوبه که تو رو بجایی می رسونه که
ملائکه افتخار می کنند نوکر تو باشند،
این زبان کاری می کنه که قرآن میگه:
كالانعام بل هم اضل
اینها مانند چهارپایان هستند، بلکه پست تر،
قبلاً گفتم: این زبان رو تربیت کن چون
اینقدر بده که آبروی مادرت رو میبره،
وقتی شما بی باک پشت سر کسی حرف می زنی، رسول الله می فرماید:
این آدم رو اگر بررسی کنید،
یا زاده زناست، یعنی از راه زنا بدست اومده،
یا تخم شیطان است،
طرف میگه: آقا تخم شیطان؟
آقا می فرماید:
مگه قرآن نخواندی،
سوره اسرا آیه ۶۴،
خدا می فرماید به شیطان:
برو با مال و اولادش شرکت کن،
یعنی زبان رو حفظ کن،
سومین چیزی که گردن ما حق داره، زبان است
که باید این زبان رو حفظش کنیم،
چهارم: حق گوش است
حق گوش این است که از شنیدن غیبت خود داری کنیم،
یه غیبت که گوش می کنی، لااقل سیصد و شصت تا زنا پات می نویسند،
یه تهمت گوش می کنی، بین دوتا کوه آتیش نگاهت می دارند،
میگن: یا این دوتا کوه آتیش رو بخور، یا اون رو که گفتی ثابت کن،
زبانت رو حفظ کن،
گوشت رو حفظ کن،
این مُطربی های کثیف و
کثیف تر از اون مطربی ها اونهایی هستند که دائم می گذارند،
همه انگلیسی هستند،
اینها کثافتند،
گوش نکن،
گوش نکن،
حرامه،
حرام خدا و رسول الله، حرام است، تا قیامت،
هیچ کس نمی تونه حلالش کنه،
حتی امام زمان بیاید،
حلالش، حلال است،
حرامش هم، حرام است،
میگه حق گوش این است که
از این حرام ها حفظش کنی.
پنجم: حق چشم است که از حرام بپوشانی
زن مردم رونگاه نکن،
سرت رو بنداز پایین، برو ادارت یا دانشگاه،
هر جا می خوابی بری برو،
سرت رو بنداز پایین بیا،
نمی دونی چقدر واسه شما ثواب می نویسند،
البته یادت نره ها،
نگاه سه گونه است،
به همدیگه بگید،
نگاه اول که به نگاه دوم نرسه، همش ثوابه،
یعنی داری میری، یهو یه زن رو می بینی،
زنه هم آرایش کرده و چه و چه…،
حالا چشت که میبینه، خوشش هم میاد،
اما برای رضای خدا،
سرت رو می نداری پایین،
میگن: به اندازه وزن زمین، خدا واست ثواب می نویسه،
یا تا چشت میوفته، چشت رو روی هم می گذاری،
یا روی خودت رو اون وری می کنی،
این نگاه: نگاه اول است، گناه نداره که هیچی، حسناتم داره،
چون چشم افتاده،
اما نگاه دوم که می کنی، یا نگاه سوم که می کنی،
اینجا هاست که دیگه حرام است و
جهنم است و جهنم،
این دو نوع نگاه،
یه نگاه هم ما داریم که اصلاً حواسمون نیست،
داری میری همین طوری تصادفاً چشت به این زن میفته اما هیچ حواست نیست،
که این زنه یا زیباست یا زشته،
اصلاً حواست نیست،
این نگاه، نه ثواب داره، نه گناه،
پس حق چشم این است که ما از حرام بپوشانیمش،
ششم: حق دست است که با این دست کار خلاف انجام ندیم
تو را تیشه داند که هیزم کنی
ندادند که بنیاد مردم کنی
(خدا می فرماد:) دو تا دست بهت دادیم که
با یکیش کارهای خودت رو انجام بده،
با اون یکی هم زیر بغل مردم رو بگیر،
با این دست خلاف نکن،
با این دست توی گوش کسی نزن،
با این دست کیف قاپی نکن،
با این دست با قلمت خلاف ننویس،
اینها یه چیزهایی است که مهمه،
بخوایم و نخواهیم ما توی اینها هستیم،
من مرتب این گزارشات تلویزیون رو نگاه می کنم،
می بینم همش میگن:
ما پشیمانیم،
پشیمانیم،
رفته خلاف کرده مثلاً به ایدز گرفتار شده،
رفته خلاف کرده به زندان گرفتار شده،
همش میگن:
پشیمانیم، پشیمانیم،
خیلی خُب، خدا عقل رو واسه همین داده،
یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر رو هم واسه همین فرستاده که
به ما بگن ما آدم هستیم،
خلاف نکن،
جای تو توی بهشت است،
جهنم برای خودت درست نکن،
هفتم: حق پا است که با این پا جای خلاف نروی
با این پا به کسی بی احترامی نکنی،
من این رو چندین بار گفتم:
حدود کم و زیاد پنجاه سال پیش یکی از دوستان می گفت:
ما دو تا بچه بودیم با داداشم، شاگرد یه کله پزی بودیم،
شب بود،
شام گرفته بودیم با داداشم بخوریم،
یه کسی اونجا گردن کلفت بود،
مست می کرد،
می اومد عرض اندام می کرد،
یهو اومد در مغازه ی ما،
یه لقد کوبید به در مغازه،
در کنده شد،
من و داداشم و سینی غذا رفتیم ته مغازه،
میگه: بعد از بیست سال،(کم و زیاد)
من رفته بودم امام زاده صالح برای زیارت،
دیدم این پاهاش بریده،
اونجا نشسته داره گدایی می کنه،
میگه اصلاً فکرشو نمی کردم،
رفتم جلو،
از اون آفتابه دار پرسیدم،
آقا این فلانیه؟
گفت: آره،
چنین شد و چنان شد و بیچاره شد،
پاهاش رو هم بریدند و
زن و بچه هم گذاشتند و رفتند،
الان داره گدایی می کنه،
می فرماد: با این پا خلاف نکن،
چرا؟
با همین پا میرسی روی پل صراط،
می ندازدت پایین،
اون پریشب عرض کردم،
از سلمان پرسیدند که
این ریشای تو بهتره یا دُم سگ؟
فرمود:
اگه از پل صراط بگذره،
ریش من بهتره،
اگه از پل صراط نگذره،
دُم سگ بهتره،
این پا حقش این است که
ما با این پا خلاف نکنیم،
کسی رو اذیت نکنیم،
جای بد نرویم،
همین طوری که از خونه راه افتادی و تا اینجا اومدی بدون که
خدا و ملائکه و شهدا و و…
حتی ماهی های دریا شما رو دعا کردند و می کنند تا برگردی به خونت برسی،
ولو اونکه یه ماه طول بکشه،
با این پا اومدی،
با همین پا هم جایی میری که شب و روز مورد لعنت هستی،
هشتم: حق شکم است که آن را ظرف حرام نکنی
عزیز من،
بابای بیچاره می خواد به دخترش جهاز بده،
به پسرش زن بده،
میره خونه رو می زاره بانک،
چند ماه میدوه تا
هفت، هشت میلیون پول می گیره،
با خودش میگه: چهار پنج میلیون خرج دختر می کنم، جهاز می دم،
دو سه میلیون خرج پسر می کنم، همچین می کنم،
حالا تو با یکی دیگه لنگه خودت می پری این کیف رو می قاپی،
بعد خوش حالم هستی که ظهر میری فلان مثلاً کافی شاپ،
فلان چلو کبابی می نشینی،
یه دست چلو کباب می خوری و
صد هزار تومان هم می دی،
اما تو نمی دونی چه بلایی آوردی به سر اینها،
این پدر،
نه دخترش شوهر کرد،
نه پسرش زن گرفت،
ده سالم باید قسط بده،
می فرماد: به خاطر شکم خطا نکن،
به قول قدیمیها که می گفتند،
شکم رو بگیری یه مشتی است،
ولش کنی یه دشت است،
یعنی وقتی که بخوای آدم خوبی باشی، با یه مشت برنج خشک
توی دهنت قرچ و قروچ می کنی،
می خوری سیر میشی،
مثلاً ویتنام با آمریکا که جنگ داشت،
چند وقت سربازی ویتنامی خوراکشان همین بود،
روزی نیم کیلو برنج نپخته به اینها می دادند،
اینها هم با همون برنج های نپخته که
روزی یه خوردشو می خوردند در سه وعده،
پدر آمریکا رو در آوردند،
لذا این است که
حق شکم این است که
اون رو سفره ی حرام نکنی،
و پیش این و اون رو نندازی،
می دونی چرا؟
اینها درس است در بهترین کتابها،
امام صادق می فرماد:
وقتی میری توالت بالا رو نگاه نکن،
پایین رو نگاه کن،
ببین چی ازت میاد بیرون،
اگر از صبح تا شب همه تلاش هات بخاطر این لقمه شکم بوده
(ببخشید بی ادبیه ) نتیجه اش همون گوهی است که از دلت میاد بیرون
می فرماد: تو از صبح تا شب واسه گوه زحمت کشیدی،
اینها درسه،
خدا این رو به موسی میگه،
امام صادق هم به ماها میگه،
میگه اونی که از صبح تا شب همه فعالیتش برای شکم ست،
بعد توالت که میره یه نگاه بکنه،
ببینه،
این همه زحمات بخاطر این بوده که ازت داره میاد بیرون،
از اون طرف هم میگه: ارزش خودت هم همون است.
نهم: حق عورتین است
میگه چه زن، چه مرد عورتین خودتون رو بپوشانید،
زنا نکنید،
زنا ندید،
انسان هستید.
دهم: حق نماز است
که ما بدونیم این نماز بر ما واجبه،
حالا که میگی: الله اکبر،
باید حواست جمع باشه،
با کی داری صحبت می کنی،
من مثل زدم،
آقا فردا مثلاً رئیس جمهور گفته بیا نیم ساعت می خوام باهات صحبت کنم،
شما از شب قبلش،
چقدر توی مغزت فکر می کنی که
چی بگم،
چی جوری صحبت بکنم،
یا با رهبر می خواهد باهات صحبت کنه،
عزیز من همه ی اینها در خونه خدا ذلیل اند،
هر کی مقامِ بالاتری داره در خونه خدا ذلیل تره،
می فرماد: وقتی میگی: الله اکبر،
بدون،
رفتی در خونه کسی که همه چیز رو اون خلق کرده،
کل جهان،
همه اختیارات به دست اونه،
کسی کاره ای نیست،
حالا که گفتی الله اکبر،
از اون اولی که می خواهی وضو بگیری،
شروع کن به استغفرالله گفتن،
صلوات بفرست،
وضوی قشنگ بگیر،
بیا وایستا،
همش چقدر طول میکشه؟
مثلاً هشت رکعت نماز ظهر و عصر رو خیلی درست بخونی،
یک ربع طول میکشه،
الاکلنگش کنی و تند بخونی اینجا شیطون رو خوش حال میکنی و
ده دقیقه طول میکشه،
اما قشنگ نماز بخون،
حالا وقتی هم که گفتی خدا، اون هم میگه جونم،
بنده هاش رو خیلی دوست داره.
برای دریافت فایل صوتی و تصویری این مطلب لطفاً اینجا کلیک بفرمایید
حقوق و وظایف انسان در کلام امام سجاد
برای دیدن مطالب حضرت استاد در صفحه آپارات لطفاً اینجا کلیک بفرمایید
حقوق و وظایف انسان در کلام امام سجاد
منبع: سخنرانی حضرت استاد شیخ علی اکبر تهرانی 26 / 07 / 1389
حقوق و وظایف انسان در کلام امام سجاد







