احترام و عزت به نزدیکان تا زمانی است که…

ببین بابا جون،

احترامُ، عزتُ، شخصیتُ، این پدر است و مادرست و این محترم است،

همه اینها، تا زمانی است که ما زیر چتر قرآن و رسول الله باشیم،

مهمان هر کی میخواد باشه، وقتی اومد خونت و خواست توی دینت یا حجابت فضولی کنه، دیگه تمام شد،

دیگه احترام نداره،

هر کی می خواد باشه،

حالا پدر باشه، مادر باشه، عمه باشه، خاله باشه،

اگه بخواد توی قانون خدا دخالت کنه، دیگه تمام شد،

اینو من نمیگم، آیه قرآن است،

سوره مجادله، آیه بیست و دو می فرماید:

ای کسانی که من رو به خدایی قبول دارید و ایمان آوردید،

دوست نگیرید با خودتون، پدرتون، عموتون، خالتون، عمتون و … رو

اگر اینها با من مخالفن،

این رو خدا داره میگه،

می فرماد : تو که میگی من خدا رو قبول دارم،

قرآن رو قبول دارم،

همه چی رو قبول دارم،

با کسانی که راه من رو قبول ندارن،

به تو نوک میزنن،

نق میزنن،

با اینها دوستی نکن،

حالا می خواد عمو باشه، برادر باشه، پدر باشه، هرکی باشه،

یا سوره ی توبه آیه بیست و سه می فرماید:

ای کسانی که ایمان آورده اید،

پدران خود را، برادران خود را، دوست نگیرید، برای خود، اگر اونها خلاف رو ترجیح میدن،

مثلاًمی بینی میگن: آقا زمان اینطوره دیگه،

اینطوری باید بپوشی،

اینطوری باید بری،

میگه اینها رو دوست نگیری،

و اگه اینها رو دوست بگیری، تو از اونها ظالمتری،

حالا می خواد مادر باشه، داداشه، عمته، هر کی می خواد باشه،

خدا داره میگه ها،

می فرماد: تو که میگی من خدا رو قبول دارم،

بهش ایمان آوردم،

و دَم از خدا می زنی،

خُب راه من رو داری میایی،

این مهمان هم هرکی هست،

تا زمانی محترم و عزیز است و عزت داره که توی راه ما باشه،

یا ما رو توی راه خدا کمک کنه،

یا با ما مخالفت نکنه،

اما حالا که میخواد توی راه ما مخالفت کنه،

بچه من رو خراب کنه،

زن من رو خراب کنه،

بره گمشه،

می فرماد: اگر تو بخوای با این دوستی کنی، به عنوان برادر و به عنوان نمیدونم ننه و به عنوان فلان،

تو از اون ظالمتری،

خدا داره میگه،

من همش رو از قرآن میخونم، که کسی نق نزنه،

گرچه اگه رسول اکرم محمد بن عبدالله (ص)، هم بفرماد، از قرآن محکمتره،

چرا؟

چون قرآن از دولبه مبارک رسول الله به ما رسیده،

تا اینجا دوتا آیه خدمتون عرض کردم:

یکی سوره مجادله، آیه بیست و دو

یکی هم سوره توبه، آیه بیست و سه،

می فرماد: هر کی میخواد باشه، خُب باشه،

تا زمانی احترام داره که توی دین تو دخالت نکنه،

وقتی خواست دخالت کنه، یه بار با زبون خوش بگو:

زندگی تو برای خودته،

زندگی من برای خودمه،

بار دوم خواست دخالت کنه بگو:

اگه میخوای اینطور باشی، اصلاً اینجا نیا،

کفشهاشو بزار جلوش،

بگو: خوش اومدید،

چرا؟

اینجا قرآن است، همون سوره توبه آیه بیست ونه می فرماد:

جنگ کنید با کسانی که ایمان نمی آورند به خدا و به روز قیامت،

و حرام نمی دانند آنچه را که خدا حرام کرده،

خُب خدا لباس بد رو حرام کرده،

بی حجابی رو حرام کرده،

بی عفتی رو واسه پسر و دختر حرام کرده،

تربیت رو بر همه واجب کرده،

میگه جنگ کنید با کسانی که حرام نمی دانند حرام خدا و رسول خدا را،

و متدین نمی شوند به دین حق،

ایشان از کسانی هستند که دم از مسلمونی هم میزنن،

میگن ما مسلمونم هستیم،

پس بیدار باشین برادرها خوب گوش کنید:

به شرطی این داداش،

این ننه،

این عمه،

این خاله،

این پدر،

ارزش داره که در راه خدا تو رو یاری کنه،

من این کار رو کردم،

به حول و قوه خدا، پنجاه ساله من این کار رو کردم،

همین جلسه که ما الان توشیم،

سی و پنج سالشه،

دو ساله بود،

این بچه ها همه کوچیک بودن،

همه نوجوان ده ساله، هشت ساله، نه ساله، دوازده ساله و کوچیک بودن،

ما یه دو سالی بود که جلسه داشتیم،

یه روز توی خونه جاتون خالی دور همدیگه با بابای خدا بیامرزمون داشتیم ناهار می خوردیم،

ایشون از قول چند تا از فامیلهای نزدیک من گفت:

اینها میگن: اکبر آقا همش دور این بچه های جلسه رو گرفته و همه حواسش توی اینهاست،

همچین و همچونه و فلانه،

خُب این پدره،

اومده خونه مهمانی،

داریم ناهار می خوریم،

من با یه شجاعت و قرصی گفتم:

آقا جون،

گفت: بله،

گفتم: تمام اینها که الان اسمشون رو بردی،

من به یه دونه موی این بچه ها نمیدم،

همه اونها رو، با یه دونه موی این بچه ها عوض نمی کننم،

این بچه ها دارن میان پیش من، نماز یاد می گیرن،

اصول دین و فروع دین دارن یاد می گیرن،

حالا فامیل ها دارن مخالفت می کنن،

برن گُم شن،

والله این قاشق غذا توی دهن و جلو دهن بابای ما موند،

که من اینطور قرص گفتم:

همه اونایی که الان گفتی درسته از نزدیکان من هستند، اما همشون رو من یه دونه موی اینها حساب نمی کنم،

دین اینه،

خُب اینکه ننه است،

اینکه آبجیه،

اینکه داداشه،

اینکه مادر زنه،

پس دینت کجاست؟

تو از کافر نجس تری،

قرص و محکم باشید،

من بارها گفتم:

ما خدا داریم،

ما چهارده معصوم داریم،

ما یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر داریم،

ما ملائکه داریم،

ما شهدا داریم،

ما عقل و منطق و همه چی داریم،

اینهایی که به ما مخالت می کنند، هیچی ندارن،

در هر مقامی میخوان باشن،

رئیس جمهور باشه، هیچی ندارن،

شیطونم دائم بهشون میگه خاک بر سرت،

چون کار شیطون اینه که دور ما میگرده، میگرده، میگرده،

تا اون جایی رو پیدا کنه که ما رو بزنه زمین،

و میزنه زمین،

بعد میگه: خاک بر سرت،

بیدار باشید،

خدا با ماست،

چهارده معصوم با ما هستن،

یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر با ما هستن،

ملائکه با ما هستن،

شهدا با ما هستن،

انسانها با ما هستن،

با اینها که مخالفت می کنن، هیچ کس نیست،

لذا خدا داره می فرماد:

جنگ کنید با آن کسانی که ایمان نمی آورند به خدا و به روز قیامت،

و حرام نمی دانند آنچه را که من حرام کردم،

و رسولش حرام کرده،

و متدین نمی شوند به دین حق و به دین اسلام،

ایشان از کسانی هستند که دم از کتاب و قرآن هم میزنند،

والله من یه چیزهایی می بینم و خیلی ناراحت می شم،

دیشب بود، داشتم از این تلویزیون می دیدم که

یه خبرنگاری داشت از چندتا خانوم، راجع به قرآن می پرسید،

زنه آخر آرایش بود،

یعنی اگه شیطون می خواست، هزار بار از این زیباتر آرایش کنه نمیتونست،

زنه که داشت جواب می داد، می گفت:

من قرآن رو انتخاب کردم،

قرآن خیلی خوبه،

من الان حافظ قرآنم،

حالا آخر آرایشم هست،

خُب خاک همه عالم توی سر تو و شوهر تو،

خاک بر سر پدر و مادر تو،

قرآن میگه:

ما تو رو لعنت می کنیم،

زنی اگر از خونه بیاد بیرون، فقط خودش رو یه خوره خوش بو کنه، خدا و ملائکه این رو لعنت میکنن، تا برگرده خونه،

لااقل دوتا زن این طور بودند،

حالا اسم اونجا که میرن حافظ بشن، نمیبرم،

چون اونجا محترمه،

اما الان افتاده دست یه مشت نامحترم،

نامرد،

زنه آخر آرایش، زیبا هم بود،

میگه؛ آره من قرآن رو انتخاب کردم،

قرآن کتاب خوبیه،

و الان حافظ قرآنم،

لذا این است که میگه: گول این حرفها رو نخورید،

اینا لامذهبن،

بعد خدا اینجا تاکید میکنه، همون سوره توبه، آیه بیست و چهار:

به من و شما و همه میگه:

بگو ای پیغمبر به مردم که اگر پدران شما و پسران شما و برادران شما و زنهای شما و طایفه شما و قوم خویش شما،

خیلی عزیزتر از من خدا هستند و

اونها رو ترجیح می دهید به من خدا،

منتظر باشید بلا رو،

خدا داره میگه،

سوره توبه آیه بیست و چهار،

اگر اینها محترم تر از من هستند،

یعنی میگی: ای بابا حالا این مادرِ،

این آبجیمه،

نمیدونم این خالمه،

این عمه است،

به من گفته : اینطوری بپوش، یا این طوری باش،

غلط میکنه،

چون خدا گفته این طوری بپوش،

می فرماد: اگر اینها رو ترجیح بدین، منتظر انتقام و حکم من باشید،

که من باهاتون چه می کنم،

خدا داره میگه،

بعد خدا به پیغمبر در سوره نجم آیه بیست و نه می فرماد:

رو بگردان ای پیغمبر از آن که رو برمی گرداند از یاد ما،

و اراده نمی کند مگر دنیا رو،

اینکه من دارم میگم، اینها رو من نمیگم، خدا داره میگه،

می فرماد: رو برگردون ازشون،

اینها دنیا رو انتخاب کردن، با همه لَجنهاش،

میخوان به خُرد تو هم بدهند،

داداشته، غلط میکنه،

عَمته، غلط میکنه،

تو دین داشته باش،

مومن از کسی نمی ترسه،

اون دیگران هستند که باید از ما بترسن،

هرکس در هر مقام و در هر لباسی هست، باید از مومن بترسه،

لذا این است که می فرماد:

رو بگردان ای پیغمبر از آن که رو برمی گرداند از یاد ما،

و اراده نمی کند مگر دنیا را،

سوره قمر آیه شش:

پس رو بگردان از ایشان که قابل هدایت نیستند،

اصلاً قابل نیستند،

روزی که خوانده می شوند به طرف قیامت چنان ترسان و لرزان هستند که

این چشمشون که رفته بالا از ترس، دیگه نمیاد پایین،

هرچی توی این دنیا متکبرتر باشی،

توی اون دنیا ذلیل تری،

لذا من از همین جا به همه سفارش می کنم،

به زن های محترم،

به مردهای محترم،

به جوانان محترم،

هیچ وقت کسی رو بر خدا ترجیح ندین،

عموته، یه دفعه با زبون خوش بگو:

عمو جان من زندگیم این است: ” خدا، قرآن، رسول الله” به کار ما کار نداشته باش،

دفعه دوم بی احترامی می بینی ها،

داداشته به داداشت بگو، تلفنی بهش بگو،

خدا رو یاری کنید،

قرص و محکم،

لذا این است که یه عده،

لامذهبن، حسودن، کثیفن، میخوان دین رو از ما بگیرن، اونهم به نام دین،

به نام دین،

من یه بنده خدایی که توی تلویزیون هی نق و نوق می کنه، رو دیدم که

چند دفعه هی راجع به لباس سفید صحبت می کرد که

دخترا، توی مدرسه، سفید…،

من ده بار گذاشتم توی دهنش و گفتم:

بهترین لباس برای دخترهایی که میخوان برن مدرسه راهنمایی، لباس مشکی است،

توی مدرسه، بیرون مدرسه،

چادر مشکی،

جوراب مشکی،

مانتو مشکی،

همه چی مشکی،

کفش مشکی،

همه چی مشکی،

اونقدر گفتم تا از رو رفت و خفه شد،

لذا این است که ما مسلمانیم برادر من، قرص و محکم باید باشیم،

در سوره قمر می فرماید:

رو بگردان از ایشان که قابل هدایت نیستند،

روزی پیش میاد که اینها اینقدر ذلیل و زمین خورده و بدبختند که کسی به اینها محل نمی گذاره،

لذا این است که برادرها بیدار باشین، هوشیار باشین

دین این نیستش که همین فقط دُلا و راست بشی،

نه،

یک مثقال در مقابل کسایی که میان توی خونه شما، توی زندگی شما، ولی نق میزنن، زر میزنن و میخوان که

دین دختر تو، زن تو، بچه تو رو بگیرن، یه مثقال صبر نکن،

قرص و محکم باش،

فقط یه بار با زبون خودش اونم با اَخم بگو:

شما زندگیت مال خودته،

منم زندگی مال خودمه،

دخالت به ما نکن،

یا میره گم میشه و دیگه نمیاد،

یا اگه اومد به کار شما، کار نداره،

و به حول و قوه خدا من توی این پنجاه سال،

مخصوصاً این سی و پنج ساله که این جلسه رو داریم، این کارو کردم،

حتی با من مخالف می کردند و می گفتند:

قرآن دست این بچه ها میدی پاره میشه،

گفتم قرآن پاره شد، عیب نداره، دوباره قرآن می خریم،

قرآن یه تکه کاغذه،

ما می خوایم قرآن ناطق درست کنیم،

چرا خدا این حرفها رو میزنه؟

جوابش رو سوره بقره آیه صد و بیست می فرماید:

راضی نمی شوند این ها از شما، مگر اینکه شما دینتون رو بذارید کنار، درست مثل او بشید،

خدا داره میگه، سوره بقره آیه صد و بیست،

اینکه میگه از اینا ببرید، هرکی هم هست، باشه،

چون می فرماد:

راضی نمی شوند از شما مگر اینکه تمام دینت رو بگذارید زیر پات، مطابعت کنی خواهش اون رو،

اونوقت این قدر این مسئله محکمه که خدا به رسول الله میگه:

اگر تو بخوای حرف اینها رو گوش کنی، من خدا دیگه تو رو اصلاً نمی شناسم،

قرآن است، می فرماید:

ای رسول الله،

من که به تو می گم رو برگردون، برن گم شن،

هرکی میخواد باشه،

چون راضی نمیشه تا اینکه تو، کُل دینت رو بذاری زیر پات،

مثل الان آمریکایی ها،

این دولت ها رو نوکر خودشون قرار دادن،

بعدم میگه:

نه، نشد،

باید دیوثم بشید،

اینجا این است که می فرماد:

اگر ای پیغمبر تو بخوای، یه مثقال حرف اینها رو گوش کنی، من خدا دیگه تو رو نمی شناسم،

و نخواهد بود برای تو از خدا، هیچ آثار دوستی،

بعد خدا در همون سوره بقره آیه صد و پنجاه ونه می فرماید:

آن کسانی که کتمان میکنن این حرف ها رو،

واسه مردم نمیگن،

قرآن رو نمیگن، واسه مردم،

باید بگن، اما نمیگن،

لعنت خدا و لعنت هر لعنت کننده ای بر اینهاست،

آیه قرآنه ها،

سوره ی بقره آیه صد و پنجاه و نه می فرماد:

آن کسانی که کتمان می کنند آنچه را که ما فرستادیم از حجتها و راهنمایی ها بعد از این که آشکار کردیم آن را،

برای مردم نمی گویند،

ایشانند که لعنت می کند خدا آنها را و لعنت می کند هر لعنت کننده اینها را،

بعد هم در سوره مومنون آیه پنجاه و چهار می فرماد:

در هر زمان بر می دارند دین رو به میل خودشون قطعه قطعه، تیکه تیکه می کنند،

مردم رو گمراه می کنند،

خوشحال هم میشند،

پس نصیحت من برادرها امشب به شما،

ننه، آبجی، خاله، داداش، عمو، پدر، مادر،… زمانی اینها احترام و عزت دارند که به دین شما کار نداشته باشند،

میاد خونت مهمانی، چایی بخوره،

شامش رو بخوره،

خدا حافظ و بره،

کوچکترین ایرادی حق نداره از دختر تو، از زن تو، از نظر حجاب و دین بگیره،

وگرنه هیچ رقم آبرو و ارزشی نداره،

اینها شوخی نیست برادر من، جدی جدیه،

لذا برادرها باید حواسمون جمع باشه،

من امشب همه رو با قرآن دارم میگم،

سوره آل عمران آیه بیست و هشت می فرماد:

نباید مومنین، کفار را دوست بگیرند،

یعنی شما مومن ها،

نباید کسانی که میدونید با دینتون مخالفن، با اینها دوستی کنید،

نباید اینطور باشه،

بگو ای پیغمبر اگر مخفی کنید آنچه را که در سینه های شماست، من خدا همه رو میدونم،

الان که من دارم میگم، هر کدوم از تک تک شماها، اینکه چقدر باور می کنید، چقدر نمی کنید و

چه می‌کنید،

همه رو خدا میدونه،

پس حالا چیکار کن؟

حرفها رو گوش کن،

برای خدا عمل کن،

چرا؟

همون سوره بقره آیه دویست و هفده می فرماد:

وقتی نمی کنی، فتنه انگیزی می کنی،

فتنه انگیزی از آدم کشی بدتره،

میگه این کسانی که به قرآن و احکام و اسلام عمل نمی کنند، کارشون فتنه انگیزیست،

فتنه انگیزی از آدم کشی بدتره،

سوره  تحریم آیا 6 می فرماید:

ای کسانی که ایمان آوردید، خود و بستگان خود را از آتشی که چوب و سوختش خودتی، نجات بدید همدیگر رو،

اگه ننت رو دوست داری،

آبجیت رو دوست داری، مهربانی،

با اخلاق بگو:

مادر راه اینه،

خاله راه اینه،

باید حجاب باشه،

باید حیا باشه،

باید عفت باشه،

به جان شما بلایی به سر این مردمی که با خدا و قرآن و عفت دارن لجبازی می کنند،

جون شما بلایی میاد…

الان اومده،

احتیاجی نیست،

الان آمریکای به اون گردن کلفتی اکثر مردمشون، نون ندارن بخورند،

بلا اومده،

منتهی مراتب یه عده خوابند.

 

برای دریافت فایل صوتی و تصویری این مطلب لطفاً   اینجا   کلیک بفرمایید

 

برای دیدن مطالب حضرت استاد در صفحه آپارات لطفاً  اینجا  کلیک بفرمایید

 

منبع:   سخنرانی حضرت استاد شیخ علی اکبر تهرانی          05 / 12 /  1384