وقایع مرگ!
  • تاریخ انتشار : 5 خرداد 1403
  • تعداد بازدید : 28
وقایع مرگ!
هر جمعه رسول الله، اصحاب رو جمع می کرد. این جمله را می فرمود: 1- ای فرزند آدم تو غافلی و خدا و فرشتگان از تو غافل نیستند، 2- مرگ به سرعت و با شتاب پیش آید و نزدیک است ترا دریابد. 3. فرشته مُوکل، قبض روحت می کند ۴- ترا یکه و تنها در قبر می گذارند. ۵-روحت را به جسم بر می‌گردانند. ۶-فرشته ی نکیر و منکر از اعمالت سوال می کنند. ۷- بدانید وآگاه باشید اول پرسشی که می کنن از پروردگار توست که دین برای تو مقرر فرمود. دوم: از قرآنی که تلاوت کردی، چقدر بهش عمل کردی؟ بعد: از ما و امامانتان سوال می کنند. ب

هر جمعه رسول الله، اصحاب رو جمع می کرد. این جمله را می فرمود:

1- ای فرزند آدم تو غافلی و خدا و فرشتگان از تو غافل نیستند،

2- مرگ به سرعت و با شتاب پیش آید و نزدیک است ترا دریابد.

مگه غیر از اینه، ما پریروز می‌گفتیم اول سال ۸۲ الان شده،   امروز هشتم به اصطلاح خرداد ۸۲،

هفتاد روز گذشت.

یه وقتی من خودم می گفتم: یک کسی چهل وپنج سالشه، می گفتم فلانی خیلی بزرگه، ۴۵سالشه،

الان من خودم شصت و هفت سالمه.

تو غافلی اما مرگ به سرعت و شتاب پیش می آید و نزدیک است ترا دریابد.

3. فرشته مُوکل، قبض روحت می کند, بدون اختیار

(اجازه با تو نیست، هرکجا  هستی, مهمانی هستی, بالا هستی، پایین هستی، پولدار هستی، گدا هستی، قبض روحت می کند)

۴- ترا یکه و تنها در قبر می گذارند.

این که ما شکی توش نداریم،

هر کس می‌دونه، که وقتی یه نفرمی میره، ۵۰۰ نفر، ۲هزار نفر، ۱۰نفر مُرده رو تشیع جنازه می کنند، ولی اونجا تنها توی قبر می گذارنش،

یه دروغی هم میگن،

میگن: تند تند شفته بریزین ثواب داره.

نه والله، نداره،

شما می‌خواهید از شر این مرده زود راحت بشین،

۵-روحت را به جسم بر می‌گردانند.

ما هیچ وقت نمی میریم، برادرها،

در عالم زر زنده بودیم،

در سلب پدر زنده بودیم،

در رحم مادر زنده بودیم،

بعدم که می میریم در عالم برزخ زنده هستیم،

روحت را به جسم بر می گردانند،

۶-فرشته ی نکیر و منکر از اعمالت سوال می کنند.

برادرا باور کنین این فرشته ی نکیر و منکر یک امر واقعیست.

یه وقت موسی در خبر داریم، پیغمبر غیور و قوی بود،

به  نگیر ومنکر گفت:

من می‌خوام شما رو به اون شکلی که بالا سر گنهکار میرین ببینم.

نکیر ومنکر گفتن: تو نمیتونی اون شکل که ما، بالا سر گنهکار میریم، ما رو ببینی.

گفت: نه می‌خوام ببینم.

گفتن خیلی خوب چشمت رو روی هم بزار و باز کن،

موسی چشم رو هم گذاشت و باز کرد،

یه قیافه هایی دید که یک صیحه ای کشید و غش کرد،

افتاد و بیهوش شد.

حالا به قول قدیمی‌ها کاه گل آوردن دم دماغش گذاشتن و هوش اومد.

فرمودند: ما گفتیم تو نمی تونی،

 این جریان که من دارم میگم:

حدود کم و زیاد بیست و پنج، شش سال پیش،

من بیمارستان لولا گرد، شونزده روز بستری بودم.

من یه شب داشتم از همین  نکیر ومنکر  و از این حرفا می گفتم،

دور و بر من همیشه شبها شلوغ می شد،

اون موقعها برق قطع می شد.

اونجا اون داداش رئیس بیمارستان، سه ، چهارتا گردسوز آماده کرده بود،

که هر وقت برق رفت، این گردسوزا رو روشن می کرد که مجلس ما خاموش نشه،

من داشتم همین حرفها رو میزدم،

یه پیر مردی بود خیلی یل و قوی.

گفت: آقا من یکی از این گردن کلفتای رشتم،

اون موقع دو تا کیسه ۸۰کیلویی زیر بغلم (برنج) می گرفتم، می دویدم،

گفت: من این نکیر و منکر که شما میگین رو دیدم،

من جوان بودم،

یکی از ما مُرد،

گفتن: فعلا گوشه ی حیاط بزاریمش، چون هوا تاریک بود، فردا جمعیت بیان، ببریمش.

می گفت: مُرده رو گذاشتن گوشه حیاط و ما همه تو ایوان و اتاق خوابیده بودیم.

گفت: منم از اونها بودم که تو ایوان خوابیده بودم،

می‌گفت: نصف شب بود،

من چشمام باز بود، داشتم می‌دیدم، دو تا قیافه، دو تا صورت اومدن به طرف این مُرده که من فقط یه فریاد زدم، دیگه هیچی نفهمیدم.

گفت: من با اون همه قوی بودنم و گردن کلفت بودنم، اون صورتها رو که دیدم دارند به طرف مرده دارن میروند، من فقط یه جیغ یه فریاد زدم، دیگه نفهمیدم.

بعد چند روز دیگه تو بیمارستان شوروی ها( اون موقع داشتیم، یه بیمارستانی بود به نام بیمارستان شوروی ها)

می‌گفت: اونجا بودم که بعد اونها گفتن: «زهره ی من آب شده و ... »

گفت: من اونو با چشم اونجا دیدم،

برادران اینها دروغ نیست،

اینا واقعیت داره.

وقتی که می فرماید: بدانید نکیر ومنکر میان...

خانم "فاطمه بنت اسد" مادر مولا علی است،

در عین حال رسول الله را بزرگ کرده،

رسول خدا می فرماید: «که فاطمه بنت اسد مادر منم هست.»

به روحش صلوات بفرستید:

 «اللهم صلی علی محمد و آل محمد»

وقتی که این خانوم از دنیا رفت و دفنش کردند،

رسول الله رو قبر ایستاده بود،

یک وقت دیدن رسول الله رنگش یه جور شد،

با لقد زد روی قبر،

می فرمود: بگو پسرم علی ،بگو پسرم علی،

گفتن: چی شد یا رسول الله،

گفتن: همین الان نکیر ومنکر داشتن از این می پرسیدن : امام اول کیست،

خوب ایشون نمیدونه، حالا من باب مثل اون حواسش پرت شده که بگه علی،

گفتم: بهش بگو پسرم علی،

شوخی نداره،

مادر امام باشه، زن رسول الله باشه، پسر رسول الله باشه،

نه،

اونجا کار از روی قانون است،

این رباط ها رو دیدی؟

کار خودشونو انجام میدن.

اونجا این طوری است،

میگه بگو پسرم علی،

نکیر ومنکر اومدن.

۷- بدانید وآگاه باشید اول پرسشی که می کنن از پروردگار توست که دین برای تو مقرر فرمود.

تو رو انسان خلق کرده، به خودش باریکلا گفته، اشرف مخلوقات شدی، اما یه قانونم برات گذاشته،

این کارو بکن، این کارو نکن، اینجا برو، اونجا نرو، این غذا بخور اون غذا نخور ،این حرف نزن، این حرف بزن،

چرا؟

می خواد از حیوان جدا باشی.

یه وقت حدود ۴۰ سال پیش،

چند تا از این اروپایی ها، دانشمندانشون اومدن جای آقای بروجردی،

ما می‌خواهیم بدونیم علت اینکه در اسلام  شراب حرام است چیه؟

چرا؟

آقا فرمود: خیلی راحت است، این شراب رو وقتی انسان میخوره، اول اثری که  می گذارد بر چیه؟

خود آنها گفتن: عقل.

گفت: خیلی خوب، خدا میخواد ما آدم هستیم نریم جزءحیوانات،

وقتی شراب خوردیم و عقل رفت بیرون، شدیم جزء حیوانات،

خدا میخواد ما جزء حیوانات نباشیم،

بعد آقا به اون فرمود که اگر این آقا که مثلاً پادشاه یا رئیس جمهور باشه یا یه کاره ای تو مملکت باشه،

حالا این شراب رو خورد و مست  کرد،

دیگه نمیفهمه،

ممکنه که یهو سرنوشت این مملکت رو به باد بده؟

گفتن: آره، بله میشه.

اونی که عقل نداره، همه کار می‌کند.

میفرماد: بدانید و آگاه باشید اول پرسشی که میکنن از پروردگار است که دین برا تو مقرر فرموده،

چیکار کردی با دین خدا؟

در مقابل همه کس تسلیم هستی، همین که میرسه به قانون خدا، میگه چرا... چرا؟

همین اخیراً یه نفر تلفن زد که چرا من باب مثل، با زن زمانی که حیض است، نباید باهاش مجامعت کرد؟

گفتم: علم روز ثابت کرده، اون روز هم رسول الله فرمود: اگر زن قاعده باشد،در حال حیض باشد، باهاش مجامعت بکنی، صد درصدخوره می گیری.

همش به نفع ماست،

هر چی خدا گفته نکن، به نفع ماست،

هر چی گفته بکن، به نفع ماست.

دوم: از قرآنی که تلاوت کردی،

چقدر بهش عمل کردی؟

خوندی که ثواب ببری از قرآن،

خوب قرآن میگه: ما شفا و رحمتیم برا اهل عمل،

لعنت کننده ایم برای اونایی که عمل نمی کنن.

در ازدواجها اول کلمه ای که می گن: یک جلد کلام الله مجید...

ولی کی خونده، کی عمل کرده.

بعد: از ما و امامانتان سوال می کنند.

با پیغمبران چه کردی؟

با امامان چه کردی؟

چقدر آبروی اینها رو به نام اسلام، به نام مسلمون ریختی؟

از عمر و مال که فنا کردی سوال می کنند.

این عمر حساب داره،

مالی که فنا کردی،

عمری که فنا کردی،

سوال می کنند که در چه راهی بود؟

از هم اکنون آماده جواب شوید، پیش از آنکه از شما  سوال کنند،

آماده همین است: وقتی آمدی تو این کلاس نشستی، هم خودت بلدی، هم دیگه سوال نمی کنند،

چون دوربین فیلم برداری نشون میده کجا بودی، کجا نبودی.

از هم اکنون آماده جواب شوید، پیش از اینکه از تو سوال کنن،

اگر مومن باشی، به تو امامانت را تلقین نموده و زبانت به راست گویی جاری شود و به طرف بهشت روانه ات کنند.

من یه وقتهایی، این مرده هایی رو که تو قبر می گذارند،

یک نفر امام ها رو برای مُرده میگه،

اون یکی که افهم افهم ها رو میگه ...

من میگم: بابا۶۰ سال تو این دنیا زنده بود نفهمید، تو چطور میخواهی حالا که مُرده به این بفهمونی،

ما اگر در دنیا زنده بودیم، فهمیدیم، اون جا هم می فهمیم،

کسی که یک عمر کارش و رفتارش ضد قرآنه، ضد شرف بوده، کجا میتونه با این إفهم إفهما، بفهمه.

زمانی ما می فهمیم که ما اینجا قبول داشته باشیم، حالا اونجا یاد آوری میشه.

لذا از هم اکنون آماده جواب شوید، پیش از اینکه از تو سوال کنن،

اگر مومن باشی به تو امامانت را تلقین نموده،

و زبانت به راست گویی جاری شود،

و به طرف بهشت روانه ات کنند،

و اگر ایمان نداشته باشی، زبانت لکنت پیدا می کند و از جواب عاجز بمانی،

و بعد به تو بشارت جهنم می دهند،

و فرشتگان عذاب ترا  استقبال میکنند،

و تازه اول بدبختی است،

که اگر به اندازه خردلی کار نیک و بد کرده باشی، اون ور حساب است.

حالا وای به حال کسانی که تو این دنیا حسابدار میلیاردها، میلیون پول این بیت المال هستند.

 

 

برای دریافت فایل کامل صوتی و تصویری این مطلب اینجا کلیک بفرمایید

 

منابع :
برچسب ها :
ارسال دیدگاه
نظرات کاربران (0)
پربازدیدترین مطالب روز